الشيخ محمد علي الگرامي القمي

64

شناخت قرآن ( فارسى )

مسائل ناشى از خود آيات سخن مىگويد ، مثلا در آيات مربوط به حقوق والدين از طرف فرزند دائما به فرزندان فشار مىآورد ، و اصرار مىكند كه نسبت به پدر و مادر احترام كنند ، آيات وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً و تعبيرهاى ديگر در سوره‌هاى بقره و نساء و انعام و اسراء و احقاف و . . . همه در زمينهء واداشتن فرزندان به احترام والدين مىباشد ، ولى وقتى در روابط والدين و فرزندان ، والدين را مخاطب قرار مىدهد جنبهء بازدارنده پيدا مىكند : أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ . لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ در سوره‌هاى انفاق و منافقون و تغابن و آل عمران و حديد . به تعبير ديگر در خطاب به فرزندان جنبهء امرى دارد و در خطاب به والدين جنبهء نهى ، به آنها جنبهء گاز دادن دارد و به اين‌ها جنبهء ترمز كردن . همه براى اين است كه قرآن در ساختن يك جامعه در متن عينيّت جامعه حضور دارد و عمل‌ها و عكس العمل‌ها را مىبيند و قوانين و حتّى پندهايش جنبهء تئوريك و ذهنيّت ندارد ، مىبيند كه محبّت والدين به اولاد خيلى بيش از محبّت اولاد به پدر و مادر است بايد آنها را كنترل نمود و اين‌ها را فشار آورد . همانطور كه فى المثل مىبينيد چون گلبولهاى قرمز در زنان كمتر از مردان است و طلا مىتواند گلبولهاى سرخ را تحريك نمايد ، استعمال طلا را براى زنها تجويز و گاهى مستحب قرار مىدهد ، ولى در مردان كه